تبليغاتX
دنيای خط خطی
 

دستان مهربان تو حماسه ای است ماندگار ؛

شاهنامه ای خواهد شد ؛

اگر ترانه ام عاشقانه سروده شود .

همه ی تو دریایی است به وسعت آسمانها ؛

آری !

تو برای کودکت خدای آرزوهایی ؛

و چشمانت سرزمین رویاها  .

من حقیقت سالها خستگی و به دوش کشیدنهایت را ،

در خط ، خط  پیشانی تو در می یابم ؛

نه !

هنوز هم کودکم  برای فهمیدن آنچه ،

از نمو من ، در بند بند تو رخنه کرده ؛

و باز هم تویی که  ، مرا در می یابی .

امروز دومین روز ماهی است بهاری  ،

 که تو ، برای نواختن یک سمفونی زیبا ،

 به نام پدر ؛

 به سرزمین خاکی ما قدم نهادی  و

هزاران بهارـ دیگر چشم به راه ـ دومین روز این ماه خداییند .

 

  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:11  توسط عسل   | 

 

دلم هوای خودـ  خود ـ خودمو کرده ،

 هوای تازه ی بهار ، واسه یه نفس ـ عمیق ـ عمیق !

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 14:0  توسط عسل   | 

 

بعضی وقتها تو سرازیری مثل یه توپ سر میخوری میری ، میری ،  میری

پائین

پائین

پائین و

 پائینتر ...

آخر این سراشیبی تاریک به کجا ختم میشه ؟

شاید افتادی تو یه تنگ پر آب بی ماهی و شدی یه ماهی کوچولوی قرمز !

دلم به حال ماهی کوچولوی قرمز ـ  این تنگ زشت و بد ترکیب میسوزه .

چرا دور خودش میچرخه ومیچرخه تا سر گیجه بگیره ؟

یا  خودشو به دیوار ـ خونه ی کوچیکش انقدر میکوبه...

تا حالا هیچ کی پای درد دل ـ این ماهی کوچولو نشسته ، 

بیچاره ماهی قرمز کوچولو !

صدای تند ـ  تاپ تاپ ـ  قلب کوچیکشو دارم میشنوم  ؟

تند تند نیست ، تند ـ آروم ـ آروم ـ

 هیس !

ماهی کوچولوی قرمز خوابیده یه خواب شیرین ـ شیرین ـ شیرین .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 20:8  توسط عسل   | 

 

خدایا !

کعبه و علی چقدر  شبیه همند ،

آنجا که برای هم ، فرقشان شکافت

کعبه بنام علی

و

علی براه کعبه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 12:21  توسط عسل   |